( بٌولدوزر) در دبيرستان خواجه نصير !

اگر می گوئيم و می نويسيم بدان خاطر است که برای مردم ، فرهنگ ، شهر و ميهن خود احترام قائليم و خود را مسئول میدانيم .
امرداد 1388 نخستين بنای نخستين دبيرستان شهرستان جهرم را خراب کردند .  تالار و کلاس های قديمی اين دبيرستان را جهت  فضای ساختن ساختمان جديد از ميان برداشتند . کسی مخالف  با  جايگزين کردن سنگ و سيمان و آهن بجای خشت و آجر و چوب نيست  ، ولی کجا ؟ و چگونه ؟ آيا برنامه ريزان ، پيشنهاد دهندگان و مسئولين شهر از تمام زوايا به هر  قضيه  فکر می کنند؟ آیا اگر چند خيابان و چند برج سيمانی و چند پاساژ و علفزاری به نام پارک با چند آب نما و فواره  بنا شود نامش شهر است ؟ اين رخداد محصول ناآگاهی است . و اگر نيست ، مسئولان آگاه بخاطر مصالح شخصی تيشه بر ريشه فرهنگ و حقوق مردم شهر می زنند . شهر هويت می خواهد ، شهر با تاريخش زنده است ، شهر ميراث فرهنگی دارد ، دل شهر با خاطره های تاريخيش می تپد ! اگر نميدانيم  برويم ببينيم ، برويم درستی ها و دانش ها را بياموزيم که چگونه کشور های پيشرفته و تجربه آموخته ، ازبنائی کهنه و چوبی که عمرش به شصت سال هم نمی رسد به عنوان شناسنامه شهر حفاظت می کنند .
دوستی می گفت از نوجوانی که نزديک در ورودی دبيرستان ايستاده بود و نظارت می کرد  پرسيدم چرا تالار قديمی دبيرستان را خراب می کنيد ؟ با تمسخر گفت "اگه زلزله بياد و دانش آموزان زير آوار برن بهتره ؟ " گفتم اگه تعمير لازم داره تعميرش کنيد ، و حداقل قسمتی از تالار را به عنوان ياد واره تاريخی دبيرستان باز سازی کنيد و نگهداريد .  گفت من اينجا مسئولم ، ميدونيم چکار کنيم !! آری ميدونند چکار کنند ، بويژه اگر پيمانکاری لفت وليسی هم داشته باشه !
ديوار سنگی باغ ملی شهر را بياد آوريد ، تالار دبيرستان خواجه نصير هم از آن جمله است .

          سرای مدرسه و بحث علم و طاق و رَواق
چه سود ؟ چون  دل دانا و چشم بينا نيست
حافظ