خاطره های بازی در جهرم

: به روايت

عبدالرضا يزدانفر

تيرماه 1387 خورشيدی

Jahromi Games

Narrated by:

A. Reza Yazdanfar

موضوع : بازی  جهرمی

نام : مَرد مَردو   

تعداد بازی کنان : دوگروه ، هر گروه حداقل چهار نفر ( جمعاً 8 نفر زوج)

نوع بازی : ويژه پسران

 

مکان : محلی مانند کوچه ای به طول بيست تا سی متر با دو پناهگاه يا  دو پيچ کوچه که دو گروه نتوانند يکديگر را ببينند .

 

آغاز بازی :

1)     دو نفر که قدرت رهبری داشته بنام " سَر مَرد "  با برداشتن ريگ جفت و طاق می کنند . (يک يا دو ريگ کوچک در مشت خود گرفته و از طرف مقابل می پرسند : جفت يا طاق ؟ اگر طرف مقابل درست پاسخ داد برنده است و می تواند يارگيری را اول شوع کند .

2)     هر "سرمرد" يار خود را به ترتيب انتخاب می کنند .

3)     بنابرين يک گروه با « سرمرد A » ، و ياران " b , c , d , e " تشکيل می شود .

4)     گروه دوم شامل " سرمرد F " و ياران " g , h , j, j   "   خواهد بود .

5)     قبل از آغاز بازی هردونفر ازدو گروه مخالف  (شريک بازی)يکديگر را (که مَرد می نامند) بر حسب قدرت بدنی انتخاب می کنند (مثلاً h    و d ، مرد يکديگر می شوند .)

6)      هر گروه به پناهگاهی (معمولاً خم کوچه ای) که از چشم ديگر گروه دور باشد می روند .

7)     هر " سرمرد" افراد گروه خود را به طور دلخواه در يک صف مرتب می کند . حال افراد نمیدانند که "مَردشان" در گروه مقابل ، در کجای صف قرار گرفته است .

8)     برای نمونه : گروه با " سرمرد A" افرادش را به ترتيب زير صف می کند:

4

3

2

1

d

b

e

c

 

گروه دوم با " سرمرد"  F  افرادش را به دلخواه مرتب می کند . برای نمونه :

4

3

2

1

i

g

h

j

 

9)     توجه شود در اين ترتيب ديگر  h از محل  ايستادن  d   در صف گروه ديگر بی خبر است .

10) دو باره با جفت و طاق کردن تعين می کنند که کدام « سرمرد » بايد بازی را شروع کند .

11) در اين مرحله : "سرمرد " ها جای خود را با هم عوض می کنند (تا هريک مواضب ترتيب جای افراد گروه متقابل باشند).

گروه " سرمرد F   " شامل :

4

3

2

1

d

b

e

c

گروه " سرمرد A " شامل :

4

3

2

1

i

g

h

j

 

12) "سرمردی" که بايد بازی را شروع کند از پشت پناه گاه (برای مثال « سرمرد F » )  از نفر اول گروه ديگر می پرسد:

 

مَرد مَردو ؟

نفر اول گروه ديگر (در اين مثال : j ) پاسخ میدهد : لبخندو

سرمرد F   دوباره می پرسد : مَردِت کيه ؟

" j  " بايد نام  مردش را بگويد . اگر مردش اول صف است  (مثلاً  c ) ، که درست گفته  و گروهشان برنده شده و بايد همه افراد گروه از فردی که در اول بازی به عنوان "مَرد" از گروه مخالف انتخاب نموده بودند از پناهگاهشان تا پناهگاه ديگر بر کولشان نشسته و سواری بگيرند .

اگر اشتباه بگويد :

سرمرد F    با فرمان جايش را عوض می کند . مثلاً می گويد :

برو پس چهار (ترتيب صف نخستين را تغير می دهد) .

در نتيجه ترتيب جديد چنين می شود :

گروه " سرمرد F   " شامل:

4

3

2

1

d

b

e

c

 

گروه " سرمرد A " شامل :

4

3

2

1

j

i

g

h

 

13) حال نوبت «سرمرد» A است ، که از نفر اول گروه ديگر (در اين مثال  c )   بپرسد :

مَرد مَرو ؟

" c "  پاسخ می دهد : لبخندو

" سرمرد A " می پرسد : مَردت کيه ؟

" c "  اگر نام مردش را بگويد و مردش اول صف باشد (مثلاً  h  )  ، که گروهشان برنده شده و بايد : ( c, e, b, d )     از    افراد   (h, g, I, j) سواری بگيرند  (البته شامل سواری دادن   F     به سرمرد A نيز  می شود .  توجه شود که در آغاز بازی سرمرد ها جای خود را عوض کرده بودند که مانع تقلب و جابجائی  در گروه مخالف شوند . )

اگر اشتباه بگويد که "سرمردA   " فرمان جابجائی وی را می دهد . مثلاً : برو پس دو

و ترتيب گروه ها در اين مثال چنين ميشود :

گروه " سرمرد F   " شامل:

4

3

2

1

d

c

b

e

 

گروه " سرمرد A " شامل :

4

3

2

1

j

i

g

h

 

توجه شود که در طول جابجائی ترتيب در صف هر گروه وظيفه "سرمرد " است که ترتيب گروه اصلی خود را (چون خود در گروه مخالف قرار دارد) را بداند ، و همچنين مواظب باشد که در گروهی که قرار دارد (که گروه اصلی خودش نيست) بچه ها جايشان را عوض نکنند . وظيفه بچه های هر گروه است که با توجه به صدای فرد خوانده شده و فرمان جابجائيش پی ببرد که "مردش در گروه مخالف  در کجا قرار گرفته است " . هدف هر "سرمرد" براين است که گروه مخالف (که در اصل گروه خودش است ) برنده شود !

 

14)  در اين مرحله ازبازی :

15)  نوبت به  "سرمرد F " ميرسد : مَرد مَردو ؟

16) « h » پاسخ می دهد : لبخندو !

17) "سرمرد F " ميرسد : مَردت کيه ؟

 اگر مرد   « h »   نامش  "  e "   باشد که در اول صف است ، گروهش برنده می شود .

 

*******************************************************************************************


موضوع : بازی  جهرمی

نام : دار توپه

تعداد بازی کنان : دوگروه ، هر گروه حداقل سه نفر

نوع بازی : ويژه پسران

مکان : ميدانی وسيع يا در صحرا ئی مسطح .

وسايل بازی: 

دار : چوبی راست و مخروطی از درخت انار يا کُنار .

توپ : از لته (تريشه پارچه) و از گُلبرچينی (با نوعی نخدوزی مانند گيوه پاشنه چرمی ) ، و ريگ گِردی جهت هسته آن تهيه می شد . قطر توپ حدود 8 سانتی متر و سفت و سخت بافته شده بود .

آغاز بازی :

1)     جُفت و طاق کردن برای مشخص نمودن چه کسی (کدام سرمَرد)يارگيری را آغاز کند .

2)     جُفت و طاق کردن برای بالا يا پائين بودن در زمين بازی .

3)     گروهی که برای پائين زمين انتخاب شده بود در فضائی پائين تر از سنگ چين نو شدن (جائی از زمين که با سنگ يا چوب علامت شده بود) پراکنده می شدند .

4)     گروهی که توپ در دست داشت پشت خط- دار (جائی که بايد توپ زده شود) می ايستادند .

5)     هر نفر بالای زمين حق داشت تا سه بار توپ بزند (خوب يا بد) ، اگر توپش در هوا توسط افراد پائن زمين با کف دست گرفته می شد ، ديگر نمی توانت توپ بزند و "کهنه" می شد . اگر توپش گرفته نمیشد ، می توانست در نوبت خود دوباره  توپ بزند .

6)      "سرمرد " حق داشت به دلخواه مردان "کهنه" خود را  با توپ زدن "نو" کند  ، يا صبر کند تا تمام مردانش کهنه شوند و بعد خود توپ بزند .

7)     "نو کردن " :  سرمرد که معمولاً قدرت بدنی بيشتری داشت وقتی توپ می زد  ياران کهنه اش می توانستند تا سنگچين نو شدن بدوند و برگردند . اگردر اين رفتن وبرگشتن توسط افراد پائين زمين توپ ميخوردند ، نو نمی شدند و کهنه باقی می ماندند. افراد بالای زمين می توانستنددر حين دويدن توپ پرتابی را با کف دست گيرند و همه نو شوند .

8)     اگر همه افراد بالای زمين کهنه می شدند و توپ "سرمرد" هم درهوا گرفته می شد . گروه بالای زمين باخته بودند و به پائين زمين رفته و گروه پائين زمين بالا ی زمين می آمدند.

 

چند اصطلاح و واژه جهرمی :

گُل بَرچينی : رويه دوزی توپ پارچه ای با نخ رُوار
لُهر بارت کردند ؟  به شخصی می گويند که در هوای معمولی بگويد سَردم هست !
"دلم  پی- سَک اُمد" = حوصله ام سَر رفت !
سگِ سگ برگردون : سگی که جلو سگ های ديگر را می گيرد !
پِ – ت – ک = حوصله
بَر و بچه ها ريگ جُو ما شدند = مزاحم ما شدند = از ما انتقاد می کنند .
**************************************************
بازی :
سنگِ چل چل مَچلا
چه می چرونی – گله را
گله آسيد مرتضی
...
.....

در بازی (گاو – گوساله – پنير ) کوچکترين بازی کن را : تَس کلاه می نامند.
در بازی : سَر مَرد = کابيتان تيم !